در بك‌1 نورماندي مقيم شد. در 1063 رئيس سانته‌ماري دوبك شد، جايي كه سلفش لانفرانك‌ در آنجا مدرسه‌اي بنا كرد (حدود 1045). اين مدرسه به زودي شهرت زيادي يافت‌. در زمان‌ رياست آنسلم اعتبار بك فزوني يافت‌؛ و در جهان مسيحي آن زمان به صورت يكي از مراكز بزرگ آموزش درآمد، به اصطلاح به صورت ((آتن جديد)). در 1093 به عنوان اسقف كنتربري‌ جانشين لانفرانك شد. در 1109 درگذشت‌.
قديس آنسلم از نخستين كساني بود كه براي انتظام تازه‌اي از فلسفهٴ مسيحي بر مبناي‌ منطقي‌تر كوشش كرد. او استدلال هستي شناختي‌2 را براي اثبات وجود خدا به كار برد (ما وجود كامل را درك مي‌كنيم‌؛ كمال مطلق مستلزم وجود است‌. پس خدا وجود دارد). در ((مقدمه يا اعتبار پژوهش‌هاي عقلي‌)) (به عنوان معنادار اثر توجه كنيد) اعلام مي‌كند كه لازم است مراتبي را براي ادراك بپذيريم‌.3 اين مطلب مجادلاتي را با يك راهب مارموتيه در نزديكي تور، به نام‌ گونيلو4، موجب شد.
ولي نام آنسلم مجادلهٴ مهم‌تري را به ياد مي‌آورد، مجادله‌اي كه بر سراسر فلسفهٴ قرون وسطي‌ در غرب مستولي شد -- نزاع بر سر مفاهيم كلي يا كليات‌، يعني راجع به مفاهيم كلي انواع و مراتب موجودات‌. آيا اين مفاهيم با هيچ واقعيت مسلمي سر و كار داشت يا نه‌؟ اين مسئلهٴ تازه‌اي نبود، بلكه قدمت زيادي داشت‌؛ قبلاً موجب جدايي افلاطون و ارسطو شده بود؛ عملاً مسئله‌اي است مربوط به همهٴ اعصار كه هم‌اكنون هم موضوع روز است و جلوه‌اي است از تعارض خارجي ميان اصالت عقل و اصالت تجربه‌. استادان كلام قديم صورت بسيار روشني از آن را در يكي از محبوب‌ترين كتاب‌هاي درسي‌شان يافتند، يعني در ترجمهٴ بوئتيوس از ايساغوجي فرفوريوس‌. اين موضوع به صورت مهم‌ترين مشغلهٴ فكري آنان درآمد. در اين منازعه‌، آنسلم از عقيدهٴ واقعيت افراطي دفاع مي‌كرد؛ كاينات وجود داشت‌، پيش از آن كه يكايك اشيا از روي آنها ساخته شود.
قديس آنسلم را آخرين فرد از آباي كليسا و نخستين مدرسي خوانده‌اند؛ هم‌چنين (يكي از مدرسيان جديد) او را ((گريگوري هفتم علم‌)) لقب داده است‌.

روسلن‌

روسلن كمپيني‌5 در حدود 1050 در كمپينه‌6 زاده شد، در 1121 هنوز زنده بود. فيلسوف‌


Bec .1
ontology .2
Nizi credideritis non intelligetis" Issiah, VII, 9 .3"
Gaunilon .4
Roscelin de Compendio .5
Compiegne .6